تبلیغات

ابزار هدایت به بالای صفحه

پایگاه اطلاع رسانی نظام صنفی کشاورزی
پایگاه اطلاع رسانی نظام صنفی کشاورزی

فرض بگیریم یک کشاورز به جای این که هر روز در زمین کشاورزی کار کند و با دستمزد خود، مایحتاج و خورد و خوراک خانواده اش را تامین کند، به هر دلیلی از این کار امتناع می کند و قسمتی از زمین هایش را می فروشد تا بتواند نیازهای ضروری و اولیه خانواده (همچون غذا، پوشاک و …) را تامین کند. حال اگر در بازار، خریداری بی رحم هم باخبر باشد که این کشاورز وقتی امروز زمین خود را نفروشد اهل خانه اش باید سر را گرسنه به بالین بگذارند، تا می تواند به او زور می گوید و هر قیمتی را که دلش بخواهد برای اجناس کشاورز تعیین خواهد کرد!

طبق همین فرض، کشاورز در واقع «سرمایه فروشی» یا به نوعی «سرمایه سوزی» می کند و دیر یا زود این «سرمایه محدود» او تمام خواهد شد و آن وقت است که «کاسه چه کنم!» به دست خواهد گرفت و احتمالاً خانواده اش هم او را سرزنش خواهند کرد که چرا از همان روز اول به فکر امروز نبودی؟!

حکایت اقتصاد ما، حکایت همین کشاورز است. سال هاست که «نفت می فروشیم» و با آن «واردات» می کنیم و بخش اعظمی از بودجه جاری دولت را هم از نفت فروشی تامین می کنیم، به جای آن که نفت را بگذاریم برای روز مبادا و یا با پول نفت سرمایه گذاری و اشتغال زایی کنیم. نفت سرمایه ای در دست ما است و "به ذات خود ندارد عیبی و هر عیب که هست از شیوه  استفاده ماست»؛ همچون حکایت همان کشاورز و آن خریدار بی رحم.

مفهوم اقتصاد مقاومتی از طریق همین مثال می تواند مطرح باشد. یعنی غیر از نفت و منایع نفتی بگردیم و با اراده مردمی، بسترهای دیگری را برای كنترل و بی اثر كردن فشارهای وارده به مردم و جامعه شناسایی كنیم.

اقتصاد مقاومتی بر سه رکن اساسی استوار است: 1- مردمی کردن اقتصاد 2- کاهش وابستگی اقتصاد به نفت 3- مدیریت و تعادل در مصرف.

از آن جا كه بخش کشاورزی بیشترین نقش را در اقتصاد خانوار دارد، می تواند به عنوان مبنای اقتصاد مقاومتی اثرگذار باشد و با برخی تغییرات زیر ساختی و بومی سازی می توان آن را شکوفا کرد و دل به آن بست؛ چنانچه در سال 95 بخش كشاورزی به عنوان تنها بخش موفق در اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی در كشور معرفی گردید. بنابر این با توجه به شاخص‌های اقتصاد مقاومتی، بخش کشاورزی به‌دلیل مالکیت مردم بر عمده زمین‌های کشاورزی، یکی از این شاخصه‌های اقتصاد مقاومتی، یعنی «مردمی کردن اقتصاد»، را خود به‌خود داراست.

با توجه به ویژگی دیگر اقتصاد مقاومتی یعنی؛ «کاهش وابستگی به نفت» توجه به بخش کشاورزی می تواند موجبات کاهش وابستگی به نفت را در پی داشته باشد. از دو جنبه می‌توان به این موضوع نگاه کرد: جنبه اول این که با تقویت و توسعه بخش کشاورزی،  به‌صورت خودکار و پی در پی، سیاست جایگزینی واردات پیگیری خواهد شد و از جنبه دیگر، با تقویت این بخش، صادرات کشاورزی می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای توسعه سیاست صادرات غیرنفتی باشد. بنابراین با اهمیت دادن به بخش کشاورزی و نگاه توسعه‌ای به آن، نه تنها وابستگی کشور به نفت کم خواهد شد، بلکه می‌توان از این بخش برای تأمین ارز کشور نیز بهره برد.

علم اقتصاد به ما می گوید كه باید با تخصیص حداقل منابع، حداکثر استفاده حاصل شود. در اقتصاد مقاومتی نیز باید از امکانات داخلی،  بیشترین بهره را برد و منابع را به شکل دقیق‌تری تخصیص داد.

اقتصاد مقاومتی در حوزه‌ کشاورزی عبارت است از: تولید بیشتر، بهره‌وری بیشتر با هزینه‌ کمتر، توجه بیشتر به محصولات استراتژیک، تلاش برای حداکثر استفاده از امکانات موجود برای تولید محصولات استراتژیک و اساسی برای کاهش وابستگی به کشورهای خارجی، افزایش بهره‌وری تا حد امکان، تولید کالاهایی که وابستگی به خارج را هر چه کمتر می‌کنند و تأمین نهاده‌های لازم به شکل کامل و در زمانی مناسب و همچنین توجه به سرمایه گذاری در بخش كشاورزی به موازات این موارد.


تهیه و تنظیم: اسماعیل حسن نایبی کارشناس دفتر امور تشکلهای کشاورزی سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران



ارسال در تاریخ چهارشنبه 30 تیر 1395 توسط گروه كارشناسان كشاورزی